hackers

این گفته رایج که «کسی که برای فردی یک تروریست به حساب می‌آید، برای دیگری یک قهرمان است» به آسانی قابل تعمیم به دنیای هکرهای اینترنتی است.

همان‌طور که دیوار نوشته های رنگی هم می‌تواند یک عمل بدون فکر باشد و هم نشانه ای از یک اظهار نظر سیاسی.

به گزارش ایتنا به نقل از بی‌بی‌سی، با این نگاه حمله به وب سایت‌ها و سرقت اطلاعات کاربران هم برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. استفاده از واژه «هکتیویست» برای توصیف آن‌ها بیانگر ماهیت نسبی و ذهنی اعمال و رفتار این مشکل سازان مرموز است.

گروه‌های انانیمس و لولز سکیوریتی، از شناخته شده ترین گروه های مشغول به این کار، تحت همین عنوان فعالیت کرده‌اند.

پیتر سامر نویسنده معروف «جزوه هکرها» در دهه ۱۹۸۰ میلادی می‌گوید: «در عرصه فعالیت هکرها همیشه رگه‌هایی از ایدئولوژی پیوند خورده با سیاست وجود داشته است.»

آقای سامر توضیح می‌دهد که هکرها با دیگر تبهکاران اینترنتی تفاوت دارند. انگیزه تبهکاران اینترنتی معمولاً دزدی است و رابطه آن‌ها با فناوری، شبیه رابطه سارقان خانگی با دیلم مخصوص شکستن در است: یعنی از آن صرفاً به عنوان ابزار کار استفاده می‌کنند.

هکرها به همان اندازه که به خود هدف علاقه نشان می‌دهند، به مکانیزم‌های حمله به آن هم اهمیت می‌دهند. آقای سامر می‌گوید: «یک عامل مهم برای هکرها کشف نحوه عمل چیزهاست. اینکه ببینند آیا می‌توان با فناوری موجود کار دیگری هم کرد یا نه.»

این عشق به نوآوری در عرصه فناوری، و به خصوص در زمینه اینترنت، باعث شکل‌گیری یک فلسفه می‌شود.

جنگ داده‌ها
هکتیویست ها عموماً بر این باورند که وظیفه حفاظت از اصول بنیادین اینترنت، یعنی باز بودن، آزادی دسترسی و دموکراسی، بر عهده آن‌هاست.

آقای سامر می‌گوید: «همیشه دسته ای از مردم بوده‌اند که یا مدافع آزادی‌های فردی (لیبرال‌ترین) و یا هوادار سوسیالیسم بوده‌اند، و معتقدند کار با کامپیوتر و دسترسی به آن برای همه است و می‌خواهند فضای اینترنت را بازتر کنند. بخش مهمی از پشتوانه اخلاقی این ایده در این است که جهان را دموکراتیک‌تر می‌کند و از نقش دولت – ملت‌ها در آن می‌کاهد.»

این باور که تجربه باشکوهی مثل اینترنت از سوی شرکت‌های حریص و طمع دولت‌ها مورد حمله قرار گرفته، از اتاق خواب هکرها بسیار فراتر می‌رود. آقای سامر خود را یکی از آنها می‌داند، هر چند که احتمال می‌دهد بعضی هکرها از این فلسفه برای توجیه اعمال تبهکارانه گذشته خود استفاده کرده باشند.

انانیمس که از دل وب سایت ۴chan imageboard بیرون آمده، برای فعالیت‌های خود همیشه انگیزه سیاسی داشته، هر چند که گستره و میزان اهدافش در گذر زمان افزایش پیدا کرده است. این گروه در ابتدای فعالیتش وب سایت هال ترنر، مجری رادیویی مبلغ برتری سفید پوستان و نیز سایت کلیسای ساینتولوژی را مورد حمله قرار داد.

به دنبال افشاگری‌های ویکی لیکس در مورد وزارت امور خارجه آمریکا، انانیمس به وب سایت‌هایی حمله کرد که تلاش کردند اقدامات ویکی لیکس را مختل کنند.

کولد بلاد، یکی از اعضای انانیمس، در آن موقع با بی بی سی گفتگو کرد. او گفت: «این مسئله در حال تبدیل شدن به یک جنگ است. اما نه یک جنگ متعارف. این جنگ، جنگ داده‌هاست. ما تلاش می‌کنیم اینترنت را برای همه قابل دسترس و رایگان نگاه داریم، همان‌طور که همیشه بوده و باید باشد. اما در ماه‌ها و سال‌های اخیر ما شاهد تلاش دولت‌ها و اتحادیه اروپا برای خزیدن به درون و محدود کردن آزادی مان در اینترنت هستیم.»

فقط برای سرگرمی
از بیرون به نظر می‌آمد لولز سکیوریتی به دنبال برنامه دیگری است. در ظاهر، کل برنامه «لولز سک» یک شوخی بیشتر نبود.

با این حال به واسطه اقدامات و بیانیه های لولز به زودی معلوم شد که این گروه به دنبال طرح نکته ای در زمینه امنیت اینترنتی است.

این گروه یک پایگاه داده مربوط به شرکت کنندگان احتمالی نسخه آمریکایی برنامه تلویزیونی ایکس فاکتور را هک کرد و اطلاعات شخصی موجود در آن را روی اینترنت قرار داد. در ادامه سونی، نینتندو و چند شرکت بازی‌های کامپیوتری دیگر مورد حمله قرار گرفتند. در هر یک از این موارد به نظر می‌رسید حمله به آسانی انجام شده است. به علاوه لالز بعضی وب سایت‌ها را از دسترس خارج کرد. پلیس فدرال آمریکا، مجلس سنای این کشور و آژانس مبارزه با جنایات سازمان یافته بریتانیا هم مورد حمله این گروه قرار گرفته‌اند.

اهداف آسان
اما بیشتر تمرکز لولز روی نشان دادن ضعف‌های امنیتی سایت‌ها قرار داشت. با اینکه معمولا کاربران بی گناه هم در جریان حرکات اعتراضی این گروه گرفتار شده‌اند، اما حمایت عمومی از این گروه بسیار زیاد بوده است.

پیتر وود، مدیر عامل شرکت «فرست به یس تکنولوجیز»، که سیستم‌های ایمنی شرکت‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد، می‌گوید: «من نمی‌توانم هیچ گونه قانون شکنی را نادیده بگیرم، اما موضع آن‌ها را درک می‌کنم. چون آن‌ها علاوه بر انتشار داده‌هایی که به دست می‌آورند، روش‌های کارشان را هم منتشر می‌کنند. به این ترتیب ما می‌توانیم آن روش‌ها را مطالعه کنیم و ببینیم که سایت‌هایی که از سوی آن‌ها مورد هدف قرار گرفته‌اند، سطح ایمنی بسیار پایینی داشته‌اند.»

آقای وود می‌گوید بی رحمی حملات لولز سکیوریتی باعث می‌شود که شرکت‌ها بیشتر به مدیران بخش کامپیوتریشان گوش دهند، در حالی که درخواست‌های این مدیران برای سرمایه گذاری بیشتر در سیستم‌های امنیتی معمولاً نادیده گرفته می‌شوند.

رواج چنین دیدگاه‌هایی چندان کهنه نیست. بسیاری از کارشناسان امنیتی در محافل خصوصی گفته‌اند که از حالت جنون آمیزی که لولز سک به راه انداخت، خشنود بودند، چون نیاز به تجدید تمرکز روی حفاظت از داده‌ها را نمایان‌تر کرد.

اما باید به یاد داشت که در کالبد شکافی این پدیده، واقعیت جایی بین دو انتهای طیف قرار دارد.

آقای سامر در هنگام نوشتن مقدمه رساله «جزوه هکرها» در سال ۱۹۸۵ متوجه این قضیه شد. در این مقدمه آمده: «یکی از ویژگی‌های ماجراهای مربوط به هکرها این است که، به مانند داستان‌های شاهکار جاسوسی، تقریباً هیچ یک از کسانی که نقش مهمی در ماجرا داشته‌اند، نفعی در روشن شدن حقیقت ندارند. قربانیان حمله می‌خواهند بگویند آسیب وارده جزیی بوده، و عاملان حمله می‌خواهند خودشان را قهرمان جلوه دهند و در عین حال منابع و روش‌هایشان را مخفی نگاه دارند.»

آقای سامر ادامه می‌دهد: «خبرنگارانی که چنین داستان‌هایی را پوشش می‌دهند همیشه توانایی لازم برای نوشتن مطلبی دقیق را ندارند، و حتی متوجه نمی‌شوند در کجاها فریب داده می‌شوند.»